جوک سال
جففففر رفت نونوایی، هیشکی نبود، گفت:
10 تا نون میخوام، شاطر دید یارو جفففر خنگه خواست اذیتش کنه گفت:
برو ته صف وایسا نوبتت که شد بهت میدم!
جفففر گفت: ای بابا اینجاکه کسی نیست!
شاطر گفت: اینهمه آدم مگه نمیبینی!😳
بعد از چند دقیقه جفففر با سنگ زد شیشه نونوایی رو آورد پایین!
شاطره گفت: هوی مگه مرض داری سنگ میندازی؟😒
جففففر گفت: توی اینهمه آدم از کجا میدونی من بودم،پدرسگ!🤔☹️
كليد اسرار این قسمت
(جفففرباهوش) 😂😂😂
+ نوشته شده در ساعت توسط محمدصالح
|
وبلاگ هاجی جوک فقط برای به اشتراک گذاشتن مطالب طنز و عکس های طنز میباشد ما در تلاشیم تا بهترین مطالب رو با شما کاربران عزیز به اشتراک بزاریم تا حال شمارو برای چند ثانیه کوتاه خوب کنیم و ذهن شمارو به یک سمت دیگه بکشانیم